بازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 46
فریبکاری گرسیوز گرسیوز دید اگر به بیژن حمله کند بسیاری را خواهد کشت دست به حیله زد و گفت سوگند می خورم اگر تسلیم شوی و خنجرت را به من دهی به تو آسیبی نرسد ! و او را دست بسته نزد افراسیاب برد...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 46
بازگشت گرگین گرگین یک هفته منتظر بیژن ماند به دنبال او در محل جشن منیژه هرچه گشت او را نیافت اسب بیژن را در مرغزار با زین سرنگون بی سوار دید فهمید که به دست افراسیاب اسیر شده ! از فریبکاری خودش...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 47
دیدار رستم و گیو رستم بازگشت و گیو گریان را در آغوش گرفت رستم احوال کی خسرو و تک تک بزرگان ایران را جویا شد وقتی احوال بیژن را پرسید گیو آهی سرد کشید و گفت پسرم گم شده و نشانی از او نیست و...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 48
رسیدن رستم به مرز توران رستم به جنگجویان گفت اینجا در مرز توران منتظر ما آماده بایستید سپس خود لباس بازرگانان را پوشید و سران برگزیده همراهش جامه هایی از گلیم مانند بازرگانان پوشیدند و با هفت...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 49
راز انگشتر پنهان شده در مرغ سپس به خدمتکارانش گفت هر خوراکی او می خواهد به او بدهید آنها مرغ بریان گرمی با نان نرم آماده کردند و انگشتری در آن پنهان کردند و گفتند این را برای بیژن به چاه ببر !...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 50
بازگشت بیژن و منیژه به ایران رستم بیژن و منیژه و بار و بنه را با اشکش جلو تر روانه کرد و گفت به لشکر ایران که آماده پشت مرز است بگویید آماده جنگ باشند ، سپس به هفت پهلوانان همراهش گفت : امشب...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 51
چاره اندیشی افراسیاب برای جبران شکست از ایرانیان افراسیاب پس از شکست با خردمندان توران چون پیران ، گرسیوز ، قراخان پسرش ، شیده و گرسیون به گفتگو نشست و به آنها گفت تا کنون این گونه نبوده که...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 52
آرایش سپاه توسط پیران پیران سی هزار جنگجوی شمشیرزن برگزیده را به هومان سپرد ، سی هزار جنگجو را به فرماندهی اندریمان و لهاک و فرشیدورد در میمنه سپاه قرار داد ، زنگوله ، کلباد و سپهرم را با ده...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 54
جنگ بیژن بیژن با یک مترجم به سوی تورانیان رفت و به مترجم گفت فریاد بزن و هومان را برای جنگ دعوت کن ! هومان صدایش را شنید و گفت باید بروم و از بزرگان اجازه بگیرم و بیایم . سپیده دم روز بعد...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 55
رساندن نامه به کی خسرو کی خسرو او را ستود و احوال گودرزیان را جویا شد سپس به دبیر دستور داد نامه را بخوان . وقتی نامه خوانده شد کی خسرو ده اسب به هجیر هدیه داد و آن قدر بدره های دینار و دیبا و...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 56
تحویل نامه پیران توسط پسرش رویین به گودرز رویین پسر پیران نامه پدرش را همراه ده سوار با احترام به گودرز داد ، گودرز دبیر را فراخواند نامه خوانده شده همه نامداران از فریبکاری پیران شگفت ماندند ....
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 57
پیام افراسیاب برای کمک رسانی به پیران افراسیاب پیام فرستاد که نگران نباش ایرانیان در جنگ پیشدستی خواهند کرد ! من با سپاهم از جیحون به یاری تو خواهیم آمد و گودرز و توس و کی خسرو را نابود خواهیم...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 58
آماده سازی نبرد در روز بعد و نبرد تن به تن پیران و گودرز گودرز پس ترغیب لشکریان برای گرفت انتقام به جنگ لشکر را آراست . بخش راست لشکر را به فریبرز و کتماره قارنان ، بخش راست لشکر را به رهام و...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 59
پایان کار پیران و سپاهش گودرز پس از شکست دادن پیران هنوز به حمله احتمالی افراسیاب می اندیشید اما از سوی دیگر امید به رسیدن لشکر کی خسرو داشت ، دیدبان خبر آورد از دور درفش کاویانی و سوارانی که...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 60
رسیدن گستهم به فرشیدورد و لهاک فرشیدورد و لهاک یک ساعت تاختند و خیالشان از لشکر ایران راحت شد ، بیشه ای سر سبز با آب و درخت و حیوانات فراوان دیدند . تصمیم گرفتند برای رفع تشنگی به سوی رود روند و...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 61
رسیدن بیژن و گستهم زخمی به لشکر ایران پس از نه ساعت حرکت سرانجام به ایرانیان رسیدند و مورد استقبال بزرگان قرار گرفتند . همه به هم نگاه می کردند ببینند چه کسی از تورانیان جرات کرده از مرز وارد خاک...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 62
آرایش لشکر توران آن سوی میدان نبرد هزاران هزار جنگجو از چین و ماچین در خیمه ها بودند که هرچه آذوقه و خوراکی در مرز کروشان خوردند ، افراسیاب با خدم و حشم و خویشاوندان در بیکند که آن را به پهلوی...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 63
دیدار نمایندگان افراسیاب با کی خسرو دیدبانان و طلایه داران با گروه اعزامی افراسیاب درآویختند ، شیده به آنها گفت به شاه بگویید که از افراسیاب برایش پیامی دارم . کی خسرو پس از شنیدن درگیری...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 64
بی قراری افراسیاب از مرگ شیده جوش و خروشی در سپاه افراسیاب از مرگ شیده به وجود آمد برای انتقام جهن با سی هزار شمشیرزن حرکت کرد ، کی خسرو به قارن گفت به سوی آنها برو ، گستهم پسر نوذر از سمت راست...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 65
عبور کی خسرو از رود کی خسرو به سوی یغد رفت در راه به نیازمندان و مردم شهر ها بخشش می نمود به او خبر دادند سپاه افراسیاب در کنار گنگ است . کی خسرو سپاهی را به چاچ و گروهی دیگر را به طورگ...
View Article