Quantcast
Channel: دانشسرا
Viewing all articles
Browse latest Browse all 637

بازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 56

$
0
0

تحویل نامه پیران توسط پسرش رویین به گودرز

      رویین پسر پیران نامه پدرش را همراه ده سوار با احترام به گودرز داد ، گودرز دبیر را فراخواند نامه خوانده شده همه نامداران از فریبکاری پیران شگفت ماندند . گودرز رویین را احترام گذاشت و گفت تو مهمان ما هستی و دستور برپایی یک هفته بزم و پذیرایی از او را داد .

       روز هشتم به دستور گودرز پس از مشورت با خردمندان و موبدان دبیر پاسخ نامه را نوشت ، او گفت : تو چرب زبانی کردی زیرا دل و زبانت یکی نیست ، یک نادان چرب زبانی تو را مهربانی می پندارد ، سخنانت چون سراب است که از دور آب پنداشته می شود ، اکنون هنگام فریبکاری و حرف زدن نیست و هنگام جنگیدن با گرز و تیغ و شمشیر کمند است .

      تو در نامه ات توصیه دادگری کردی اگر دادگری چرا در کشتن سپاهیان من پیشدستی کردی ؟ چرا در گذشته می خواستی گیو را بکشی ؟ در همه جنگ ها تو شروع کننده بوده ای ! بدی در نژاد و ذات تو نهفته است ! و سزای بدی های تو بد کردن به توست .

      اگر جهان آفرین پس از مرگ از من بگوید من سالاری ایرانیان را به تو دادم که حق ایرانیان بی گناه کشته شده چون سیاوش و هفتاد پسرت را بگیری در مورد این آشتی و پایان دادن جنگ چه بگویم ؟ وتی بدی های شما را به یاد می آورم به خود می گویم چگونه آشتی کنم ؟

       دستور کی خسرو به من چیز دیگر است او به من فقط دستور جنگ داده است ! اگر امیدی به تغغیر خواست و عقیده او را داری با فرستادن گروگان ها و هدایا ، مال و ثروت و هر چیز دیگر را بوسیله رویین و لهاک زود نزد شاه بفرست ! این که گفتی شهر هایی از ایران دست توست باید بگویم سراسر باختر تا دریای خزر توسط لهراسب تسخیر شده ، نیمروز توسط رستم فتح شده ، دهستان و خوارزم در باختر توسط اشکش گرفته شده و اکنون در دست ماست و فقط نبرد من و تو باقیمانده که من به فرمان کی خسرو و نیروی یزدان در این رزمگاه سزای تو و ترکان تورانی را خواهم داد و این را بدان که نمی توانی این لشکر با صد هزار شمشیرزن را با فریب از این رزمگاه بازگردانی ! من با تو پیمانی نمی بندم چون تو هیچگاه به پیمانت پایبند و وفادار نبوده ای !  

دریافت حرف آخر گودرز در مورد آشتی

          دبیر نامه را برای پیران خواند ترس او را فراگرفت اما نگذاشت سپاه بفهمد ، پیران سپاهش را به کینه خواهی کشتگان تورانی ، نهصد نامدار و برادرانش هومان و نستیهن فراخواند ، سپس به آنها اسب و گنج و زر وسیم و دینار بخشید و فرستاده ای به سوی افراسیاب فرستاد تا بگوید لشکر ایران کنار کوه کنابد مستقر است و من راه را بر آنها بسته ام گودرز و انبوهی از سپاه در زیبد مستقر شده ، ما نمی توانیم با این وضعیت با آنها بجنگیم ، هومان و نستیهن با ده هزار سوار به دست بیژن کشته شدند نهصد تن دیگر از نامداران نیز کشته شدند تعداد زیادی از جنگجویان زخمی هستند ، اکنون ایرانیان بر ما برتری و چیرگی دارند خبر بدتر آن که کی خسرو نیز با لشکرش قصد ملحق شدن به آنها و حمله به ما را دارد .


Viewing all articles
Browse latest Browse all 637

Latest Images

Trending Articles



Latest Images