Quantcast
Channel: دانشسرا
Viewing all articles
Browse latest Browse all 637

بازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 6

$
0
0

     گفتنی است که بازنویسی های متعدد از شاهنامه فردوسی و برگردان نظم به نثر شده است که هر یک زیبایی هایی مختص به خود را داشته اند اما همانطور که داستان عشق لیلی و مجنون و خیلی دیگر از داستان ها بار ها به زبان شاعران مختلف به شعر یا نثر در آمده  و هر یک باز زیبا هستند ، خوانندگان عزیز سلسله یادداشت اینجانب نیز این نوشتار را از منظر و دیدگاه ساده ، براساس سلیقه من نگریسته و ضمن گوشزد کردن خطا های احتمالی ، آنها بر من ببخشند و امیدوارم از آن لذت ببرند .  

ازدواج زال

       پس از آن   منوچهر پاسخ نامه سام را داد و برای داشتن چنین فرزند پهلوان و دلیر و آشنا به فنون رزمی و دانا به او تبریک گفت و به سام اجازه داد که هر تصمیمی که صلاح می داند بگیرد ، زال ، سام و مهراب از این پاسخ آسوده خاطر و شاد شدند و مهراب از همسرش سیندخت که تلاشش موجب این موفقیت شد سپاسگزاری کرد .

       سیندخت کاخ را آراست و ایوان های کاخ را با گلاب و مشک و عنبر خوشبو کرد و به این مناسبت همه کابلستان در جشن و شادی بود .

      زال به نزد پدر رفت و سام داستان گفتگویش با سیندخت را برای او بازگو کرد و از او خواست تا سفیری به کابل بفرستد تا به مهراب بگوید او قصد دیدار او را دارد ، خبر به مهراب رسانیده شد و مراسم با شکوهی برای ورود سام و پسرش ترتیب داده شد ، نوازندگان ، رامشگران ، پرچم های رنگارنگ در تمام شهر نشان از شادی و خوشامد گویی بود ، مهراب و سیندخت به پیشواز آنها رفتند ، سیندخت به سام گفت : اگر هوای دیدن عروس چون آفتاب و زیبایت را داری پس هدیه ات کجاست ؟ سام گفت : تو فقط بگو که چه می خواهی تا من تقدیم کنم ؟ سام از دیدن رودابه مبهوت زیبایی او شد و به مهراب دستور داد که پیمان عقد و عروسی را براساس آیین بین این دو جوان برپا کند . سپس گنج های فراوانی را به آنها بخشید و تخت و تاج پادشاهی زابل را نیز به زال سپرد و برای سرکوب آشوب در مازندران و گرگساران عازم نبرد شد .

رستم

      مدتی نگذشت که رودابه باردار شد درد سنگینی حمل فرزند برای او بسیار رنج آور بود تا این که روزی از شدت درد از هوش رفت ، سیندخت هراسان خبر را به زال رسانید زال نیز نگران به یاد سیمرغ افتاد تا از او کمک بگیرد ظرفی آورد و پر سیمرغ را آتش زد ناگهان هوا تیره شد و سیمرغ فرمانروا ظاهر شد . سیمرغ از زال پرسید : چرا گریانی ؟ همسر زیبای تو پسری شیر مرد ، پهلوان و جنگجو به دنیا خواهد آورد که هیچ پهلوانی قدرت هم آوردی و جنگیدن با او را نخواهد داشت ، برو یک خنجر و موبدی بیاور !

      سیمرغ گفت : ابتدا او را با می مست کنید و شکم اورا پاره کن و بچه را بیرون بیاور و سپس شکم او را بدوز ، او هیچ دردی را حس نخواهد کرد ! گیاهی را که می گویمت با شیر و مشک بکوب و در سایه خشک کن ، بعد آن را بساب و بر روی زخم بمال و نگران مباش ! تو از داشتن این فرزند خوشبخت خواهی شد .

      سیمرغ یک پر خود را کند و به زمین انداخت و پرواز کرد و رفت . زال آن را برداشت و دستورات او را انجام داد .

تولد رستم

       رودابه یک روز بیهوش بود وقتی به هوش آمد نوزاد را به او نشان دادند ، جشن و سرور در زابلستان و کابلستان بر پا شد ، نوزاد را نزد سام بردند او نیز جشنی بر پا کرد و به نیازمندان درهم و دینار بخشید ، سام نامه ای به زال نوشت

                         

     گفتنی است که بازنویسی های متعدد از شاهنامه فردوسی و برگردان نظم به نثر شده است که هر یک زیبایی هایی مختص به خود را داشته اند اما همانطور که داستان عشق لیلی و مجنون و خیلی دیگر از داستان ها بار ها به زبان شاعران مختلف به شعر یا نثر در آمده  و هر یک باز زیبا هستند ، خوانندگان عزیز سلسله یادداشت اینجانب نیز این نوشتار را از منظر و دیدگاه ساده ، براساس سلیقه من نگریسته و ضمن گوشزد کردن خطا های احتمالی ، آنها بر من ببخشند و امیدوارم از آن لذت ببرند .  

   


براساس شاهنامه چاپ مسکو – تحت نظر ی . ا. برتلس – انتشارات سوره مهر – تهران - 1378


Viewing all articles
Browse latest Browse all 637

Latest Images

Trending Articles



Latest Images