بازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 159
آشنایی بهرام با دختران آسیابان هنگام بازگشت از نخجیر هفته دیگر به نخجیر رفت و یک ماه را در آنجا به عیش و نوش گذراند هنگام باز گشت روستایی را دید که آسیابی داشت یک طرف بزرگان ده نشسته بودند و طرف...
View Articleدرخواست اظهار نظر
خوانندگان عزیز وبلاگ از آنجا که با تلاش و استفاده از نظرات و پیشنهاد های گرانقدر شما موفق به پایان رساندن بازنویسی از نظم به نثر تمامی منظومه شاهنامه فردوسی گردیدم ، همانطور که روند انتشار داستان ها در...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 160
دیدار شاه با پیرمرد صد و شصت و چهار ساله به نام ماهیار در انجمنی پیرمردی به نام ماهیار شنید که شاه می گفت راضی نیستم که در پادشاهی کسی در رنج باشد .پیرمرد برخاست و گفت من چون تو در عمرم در میان...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 161
خواستگاری دختران برزین توسط بهرام برزین پذیرفت و گفت به همراه آنها دویست شتر بار و تعدادی بنده و خدمتکار ، گردنبند و دستبند و تخت و تاج می دهم نام بزرگترین آنها ماه آفرید دومی فرانک و سومی شنبلید...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 162
دیدار بهرام با پیرمردی به نام فرشیدورد در راه نخجیر بهرام به شهری رسید از مردم سراغ کدخدای شهر را گرفت او را به خانه ای ویران پهن و دراز با دری شکسته راهنمایی کردند ! بهرام از پیرمرد...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 1623
دیدار بهرام با بازرگان هنگام نخجیر هفته دیگر به تنهایی به نخجیر رفت به کاخ بازرگانی رسید . در زد و به او گفت آیا می توانی امشب به من جایی بدهی ؟ بازرگان به او جایی داد بهرام نالان از دل درد...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 164
خوشگذرانی بهرام زمینه حمله دشمنان کشور های اطراف ایران چون هند و روم و ترک و چین وقتی آگاهی یافتند که بهرام همیشه در حال خوشگذرانی و شکار و بزم و بازی چوگان است . خاقان چین و قیصر روم لشکری گرد...
View Articleدرخواست اظهار نظر
درخواست اظهار نظرخوانندگان عزیز وبلاگ از آنجا که با تلاش و استفاده از نظرات و پیشنهاد های گرانقدر شما موفق به پایان رساندن بازنویسی از نظم به نثر تمامی منظومه شاهنامه فردوسی گردیدم ، همانطور که روند...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردئسی از نظم به نثر 165
هشدار وزیر به بهرام در مورد شنگل هندی وزیر به بهرام گفت تو شاهی اما شنگل نگهبان و مرزبان هند از چین و از سند به زور باژ می گیرد ! کار او را بررسی کن ! بهرام گفت با لباس مبدل چون فرستادگان نزد او می...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 166
نبرد بهرام با اژدها بهرام در پنهان به اطرافیانش گفت من از این مرد بیم دارم اگر او نزد ما بماند پشتگرمی ما می شود و اگر به ایران نزد بهرام برود قنوج را ویران می کند . شنگل به بهرام گفت اژدهایی است...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردئسی از نظم به نثر 167
گریختن بهرام از چنگ شنگل بهرام تا صبح نخوابید و شاد بود ، صبح به سپینود گفت به مادرت بگو اگر شاه مرا خواست بگوید برزو بیمار شد و از آمدن پوزش خواست سپس لباس رزم پوشید و با همسر و همراهان ایرانیش به...
View Articleدرخواست اظهار نظر
خوانندگان عزیز وبلاگ از آنجا که با تلاش و استفاده از نظرات و پیشنهاد های گرانقدر شما موفق به پایان رساندن بازنویسی از نظم به نثر تمامی منظومه شاهنامه فردوسی گردیدم ، همانطور که روند انتشار داستان ها در...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردئسی از نظم به نثر 168
پیشگویی ستاره شناسان در مورد عمر بهرام پس از آن بهرام به یاد مرگ افتاد دبیر را فراخواند و گفت اموالم را شمارش کن ! زیرا ستاره شناسان و پیشگویان گفته اند شصت سال زنده می مانی ! اکنون چهل ساله ام...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردوسی از نظم به نثر 169
بیست و هفت سال پادشاهی پیروز سال اول شاهی پیروز با دادگری سپری شد .سپس چهار سال خشکسالی و قحطی شد و مردمان و چهارپایان زیادی مردند . پیروز دستور داد تا از کشور ها خراج و گزیت بگیرند و بین مردم پخش...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردئسی از نظم به نثر 169
ترس خوشنواز از تهدید سوفزا خوشنواز ترسید و پاسخ نوشت هر کس یزدان پرست باشد بر عهد و پیمان نیاکانش پایبند و استوار می ماند ، من به شاه شما نامه اندرزآمیز نوشتم که سودی نداشت اگر تو نیز به جنگ ما...
View Articleدرخواست اظهار نظر
خوانندگان عزیز وبلاگ از آنجا که با تلاش و استفاده از نظرات و پیشنهاد های گرانقدر شما موفق به پایان رساندن بازنویسی از نظم به نثر تمامی منظومه شاهنامه فردوسی گردیدم ، همانطور که روند انتشار داستان ها در...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردئسی از نظم به نثر 170
نافرمانی سوفزا از قباد سوفزا می گفت من شاه را بر تخت نشاندم و او را شاه کردم برای قباد خبر آوردند در شیراز تو پادشاه نیستی ! و سوفزا فرمانروا است او از تو ثروتمند تر است ، قباد رنجید و به بزرگان...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردئسی از نظم به نثر 171
تولد کسری وقتی به روستای دهقان رسید خبر آوردند همسرت پسری زاییده است قباد شادمان به خانه رفت و نام او را کسری گذاشت . سپس کجاوه ای فراهم کرد و با همسر و لشکرش به تیسفون رفت ، سالخوردگان و بزرگان...
View Articleبازنویسی داستان های شاهنامه فردئسی از نظم به نثر 172
شک مزدک به اعتقادات کسری مزدک دست کسری را گرفت شاه شگفت زده و خشمگین دست کسری را از او گرفت ، قباد گفت از دین کسری چه می دانی مزدک گفت او پیرو دین ما نیست ! . قباد به کسری گفت نباید از دین بهی منحرف...
View Articleدرخواست اظهار نظر
خوانندگان عزیز وبلاگ از آنجا که با تلاش و استفاده از نظرات و پیشنهاد های گرانقدر شما موفق به پایان رساندن بازنویسی از نظم به نثر تمامی منظومه شاهنامه فردوسی گردیدم ، همانطور که روند انتشار داستان ها در...
View Article